چه کنم که غرور و خودخواهی نداشته باشم؟

 

 یکی از رذایل اخلاقی که نه تنها میان علمای اخلاق مشهور است، بلکه میان توده ها نیز از جمله صفات زشتِ شناخته شده است، «غرور» است. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگی و جهل نسبت به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردی و اجتماعی خود و غوطه ور شدن در جهل و بی خبری است. غرور انسان را از خدا دور می کند و به شیطان نزدیک می سازد، نیز واقعیت ها را در نظر او دگرگون می کند و همین امر سبب خسارت های شدید مادی و معنوی می گردد.

افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقّع نامحدودشان گرفتار انزوای اجتماعی می شوند. غرور سرچشمة صفات پست دیگری مانند خود برتربینی و تکبّر و عُجْب و خودپسندی و ترک تواضع و کینه و حسد نسبت به دیگران و تحقیر آنان می شود. می دانیم یکی از عوامل اصلی رانده شدن شیطان از درگاه خدا غرور و خود بینی بود. نیز علّت مقابله و ایستادگی بسیاری از اقوام در برابر انبیا همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.

در آیات و روایات از غرور مذمت شده است، از جمله در حدیثی از امام امیرالمؤمنین(ع) می خوانیم: «شکر الغفلة و الغرور أبعد إفاقةً مِن شکر الخمور؛[۱] مستی غفلت و غرور از مستی شراب طولانی تر است».

اسباب غرور:

اسباب غرور و خود بینی بسیار زیاد است و مغروران گروه های مختلفی هستند:‌

مغروران به علم ودانش؛‌ آن ها کسانی هستند که وقتی به مقامی علمی می رسند، غرور و خودبینی بر آن ها عارض می شود و جز افکار خود، نظرات و افکار دیگران را نمی پسندند و برای آن ها ارزشی قائل نیستند. در زمان حاضر افراد تحصیل کرده ای هستند که به علم و دانش یا به قلم و نوشته های خود مغرور شده و به نظرات دیگران هیچ بها نمی دهند و هرچه دلشان خواست و به هر کس که دلشان خواست، اهانت می کنند و دیگران را به هیچ می انگارند. این‌ها محصول غرور و خودخواهی استد.

2ـ مغروران به عبادت؛ متأسفانه بعضی از افراد هستند که با انجام عبادات و کارهای نیک مغرور می شوند و برای خود شأن و مقامی می بینند که در دیگران وجود ندارد، یا خود را به خداوند نزدیک تر می بینند و حتی مقرب درگاه الهی می پندارند و یا به دیگران نگاه حقیرانه دارند، و می پندارند که دیگران باید برای آن ها احترام خاصی داشته باشند. این نوع غرور شاید از همة انواع غرور بدتر باشد.

3ـ مغروران به مال و ثروت؛ آن ها نیز به مال خود مغرور شده و برخی از آنان در برابر پیامبران و دستورهای دینی ایستادگی کردند.

آنان که همه چیز خود را پول و خانه و ویلا و زندگی تجملاتی و عیش و عیاشی می دانند. غرور آنان نمی گذارد که به معنویت و اخلاص و تقوا و عبودیت برسند. در نتیجه در پیچ و خم‌های غفلت، از خدا سرگردان می شوند.

4ـ مغروران به زیبایی و وجاهت؛ چه بسیارند کسانی که به خاطر شکل و شمایل زیبای خود به گمراهی و ضلالت و فساد کشانده می شوند.

5ـ مغروران به قدرت و مقام های سیاسی نیز در خطر عظیم قرار دارند.

راه های درمان غرور :

برای برون رفت از خطرات غرور باید انسان قدر و منزلت خویش و مقام پروردگار را بشناسد. انسان هر چه عظمت خدا را بیشتر در ک کند و فقر و نیاز خود را تصور کند و به تاریخ پیشینیان بنگرد و سرعت زوال قدرت ها و از میان رفتن اموال و نابودی امکانات و زشت شدن چهره ها را بنگرد، هرگز مشت غرور نخواهد شد. چگونه انسان به عملش مغرور شود و حال آن که ممکن است با ضربه ای نه تنها همة‌ علومش را فراموش کند، بلکه حتی نام خود را فراموش کند، یا با یک نوسان بازار تمامی اموالش از بین برود و با یک حادثة مهم اجتماعی، سیاسی یا نظامی همة هستی خود را از دست بدهد؟!

قرآن مجید به مغروران خطاب می کند و به آنان هشدار می دهد و می فرماید: «أو لم یسییروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة‌الّذین مِن قبلهم کانوا أشدّ منهم قوّة...؛ آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند، چگونه بود؟ در حالی که آنان نیرومند تر از اینان بودند و زمین را بیش از اینان دگرگون ساخته و آباد کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند (امّا آنان بر اثر غرور انکار کردند و کیفر خود را دیدند). خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، بلکه آنان به خودشان ستم کردند».[۲]

اگر انسان درست به جسم و جان و امکانات خود توجه کند که چقدر آسیب پذیرند و چگونه حوادث کوچک می توانند زندگی او را بر هم بزنند، هرگز مست و مغرور نمی شود. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «مسکین ابن آدم، مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل،‌تؤلمه البقّه و تقتله الشرقه و تنتنه العرقه؛ بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگی اش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط می شود. (آن قدر ضعیف است) که پشه ای او را می آزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایی او را می کشد و عرق مختصری او را متعفّن و بدبو می سازد!».[۳]

پی نوشت ها:

۱)آیت الله مکارم، اخلاق در قرآن، ج 2، ص 163، به نقل از غررالحکم.

۲) روم (30) آیة 9.

۳) نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 419

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد