خداوند غنى با لذات است، و وجودى است بى نهایت از تمام جهات و چنین وجودى کمبودی در آنراه ندارد تا بخواهد با آفرینش خلق، کمبود و نیازى را بر طرف سازد و از طرفی خداوند حکیم است و همهکارهایش و از جمله خلقت انسان داراى هدف میباشد.
قرآن میفرماید: «یا ایها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنی الحمید؛ اى مردم شما همگى نیازمند به خدایید،تنها خداست که بى نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است»([1]). «قرآن مجید از زبان ملائکه که بر خلقتحضرت آدم اعتراض کردند نقل میکند: منزهى تو، ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم دادى نمیدانیم، تو دانا وحکیمی».([2]) قرآن در آیات دیگر در مورد این که نتیجه عبادات و اعمال شایسته انسان به خودش بر میگرددمیفرماید: «و من جاهد فانما یجاهد لنفسه ان الله لغنى عن العالمین؛ کسى که جهاد و تلاش کند براى خود تلاشمیکند، چرا که خداوند از همه جهانیان بى نیاز است».([3])
هدف از آفرینش انسان این است که وى به کمالات لایق خود برسد و کمال نهایى انسان نیل به قرب ذاتاقدس الله است و عبادتهاى انسان اعم از نماز، روزه، حج و... همه بدین خاطر است که بشر با انجام این اعمالبتواند در جاده عظیم عبودیت حرکت کند تا به سر منزل مقصود که قرب پروردگارست نایل آید و مشمولخطاب: یا ایتها النفس المطمئنه... برى نفس آرام یافته به سوى پروردگارت باز گردد در حالى که هم تو از اوخشنودى و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم در آی، و در بهشتم وارد شو».([4]) قرآن در آیه دیگرمیفرماید: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدیم جز براى این که عبادتم کنند».([5]) امامعلی(ع) فرمود: خداوند میفرماید: اى بنى آدم تو را خلق نکردم تا سودى برم، بلکه ترا خلق کردم تا از من سودبری.([6])
پس انسان براى به تکامل رسیدن خلق شده و راه تکامل عبودیت و بندگى خداوند است.
[پی نوشت ها :
1]. فاطر (35) آیه 15.
[2]. بقره (2) آیه 32.
[3]. عنکبوت (28) آیه 6.
[4]. فجر (89) آیه 27-30.
[5]. ذاریات (51) آیه 56.
[6]. محمد ریشهری، میزان الحکمهْْ ، ج 1، ماده انسان، شماره 1558.